غمگینی
ای دریا
قلبم را با تمام تنهایی
به تو خواهم بخشید
قلب معصومم را
که به تنهایی یک گنجشک است
قلبم را
به دریا خواهم داد و به دریا خواهم گفت
که با من مهربان باش
به دریا خواهم گفت
من دلم غمگین است
و به اندازه یک دنیا خستگی را می شناسم
قلب معصومم را
به دریا خواهم بخشید
تا به همراهی ماهیها به تنهایی خود فکر کنم
ای دریا قلبم را به تو می بخشم
تا بیندیشم به صداقت ماهیها
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 0:15 موضوع | لینک ثابت

اون كه رفته ديه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما
واسه اون ارزش نداره
اون تو فكرت نمي مونه
ديگه از تو نمي خونه
عشقتو مي بره از ياد
اگه حتي تو پري شي
اون ديگه تو رو نمي خواد
اون كه رفته ديگه
برگشتي نداره جاي تو تو آسمونش
يه دونه ستاره داره
تو چرا به پاش مي سوزي
چشم به راه اون مي دوزي
اون كه رفته از تو حتي
يه نشوني هم نبرده
گل لبخند تو چيده
سهم شادياتو برده
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
واسه عشق نا تمومت ديگه پاياني نداره
اسم تو براي لب هاش ديگه معنايي نداره
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما واسه اون ارزش نداره
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 22:35 موضوع | لینک ثابت

به تقاص چه گناهي بايد اينجوري بسوزم
واسه ي يه اشتباهي چه اومد به حال و روزم
مگه من چه كرده بودم كه چنين شكسته قلبم
اه از اين خيال چشمات كه منو گرفته از من
رسم اين دوره زمونه شده عاشق كشي اما
بيچاره عاشق خسته كه شده تارك دنيا
حالا باز حرفاي مردم ميشينه توي خيالم
كي ميشه دل بسوزوني تو براي حال زارم
هميشه تو رو تو خوابها توي رويا ها مي بينم
براي يه لحظه ي ناب تو ي آغوشت مي شينم
ولي اين فقط يه خوابه منم و يه دل خسته
به خدا كه چشم به راهتم پشت اين دراي بسته
نوشته شده توسط امیر در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 22:57 موضوع | لینک ثابت
دلم تنگ است:
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم برای کسی تنگ است
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
دلم برای کسی تنگ است
که بیاید
و به هر رفتنی پایان دهد
دلم برای کسی تنگ است
که آمد
رفت
...... و پایان داد
کسی ....
کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود
....كسي كه دوستش دارم ....
عاشقانــــــه هميشـــــــه تا ابد تاخود خداونـــــد!
...دلم براي تو تنگ است ...
نوشته شده توسط امیر در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 13:50 موضوع | لینک ثابت
خدايا آنکه در تنهاترين تنهايي هايم تنهاي تنهايم گذاشت تو در تنهاترين تنهايي هايش تنهايش نگذار.. خدايا سرنوشت من را خير بنويس؛ تا هرچه را که تو دير مي خواهي زود نخواهم و هر چه را که تو زود مي خواهي دير نخواهم .. خدايا به من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش تا بتوانم آنان که محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که در حقم ظلم کرده اند را ببخشم . خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست
نوشته شده توسط امیر در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت

خیلی سخته:
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بره و پیشت نمونه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه
خیلی سخته توی پاییزبا کسی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت
ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
نوشته شده توسط امیر در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 13:31 موضوع | لینک ثابت
برای همیشه
ایینه پرسید که چرا دیر کرده است ؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم ایینه و گفت
احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت: خوابی او سالها دیر کرده است
در ایینه به خود نگاه میکنم
اه، عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت ایینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است......!!
نوشته شده توسط امیر در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 13:17 موضوع | لینک ثابت
چه قدر سخته تو چشایه کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد ذول بزنی و به جایه این که لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری چه قدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت لح شده چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بهش بگی چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
نوشته شده توسط امیر در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 21:25 موضوع | لینک ثابت
مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکی هم فشاندی
گذشت از من ٫ ولی اخر نگفتی
که بعد از من به امید که ماندی ؟
*****
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دوراندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
گرچه این دل عاشق و دیوانه است
میروم ، از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم ازاد باش
گرچه تو تنها تر از من میروی
ارزو دارم ولی عاشق شوی
ارزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خوردهای سرد را.....
نوشته شده توسط امیر در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 21:6 موضوع | لینک ثابت

ای مسافر ... ا
اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديدیا قلب شکسته ای که بر خاک افتاده ؟؟؟
نوشته شده توسط امیر در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 13:43 موضوع | لینک ثابت
بی تو من چه کنم؟
رفتنت موج غریبیست که دل میشکند
بوی تو گرمی یک احساس است گریه ام حسرت آن احساس
مهر تو خنده تو ماتم از دست رفتن تو
ای خدا می شنوی می شنوی
عاقبت نالهای دل سر به کجا خواهد برد
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خود کرده ام قفس رو میل رها شدن نیست
باز امشب به یاد تو به یک ستاره خیره میشوم
شاید این ستاره تو باشی وما را در احساسی که به تو دارم را تسلا دهد
حقیقت زندگی عشق به تو در کابوسها ورویاهاست
هر ستاره شبی است که از تو دارم آسمان چه پور ستاره است
با آب پیمان بستم که جز با تو در پناه تو و با یاد تو از آب نگذرم
با آب پیمان بستم که جز تو هرگز به دیگری دل نبندم
احساس رفتنت و از دست دادنت همچون پرواز عقابهای آهنین در آسمان لایتناهی عمرم
همیشه با بغض گریه همراه بوده است
تو مپندار که خاموش منی هست برهان فراموشی منی
نوشته شده توسط امیر در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 13:29 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دير گاهيست كه تنها شده ام قصه ي غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگرآيينه زمن بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....
سلام دوست عزیز. من امیر 21ساله متولد تبریز هستم.امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری کنید
فهرست اصلی
دوستان
تک نوازنده گیتاره عشق
سرزمین قلب من
دیگه فراموشش کردم
اسمان کوچک
حضور حضرت حق
متن های عاشقانه...
زیبایی زاده ی عشق است
قصر باران زده واژه های سبز
جادی زندگی
سپید اندیشان جاده ابریشم
منم یه روزی می میرم پس همیشه به فکر مرگم
mosafer
شعرهای عاشقانه
بختک
و خداوند عشق را آفرید
آفرینشی دوباره
شيطونك
دست نوشته های دختری به نام بهناز
پری کوچک دریایی
عکس عکس عکس
تنهایی با دنیای سحر
نوای زندگی
طلوع خورشید
زنجیر عشق
فلفل سیاه
من رنج می کشم پس هستم (افسانه زروان )
انتظار ظهور
زری جون
امید من
احساس دوست داشتن
چکاوک خسته
قلب شیشه ای
کلبه عمه خانم
شاپری رنگین کمان
جوانان پیشرو
ققنوس دریا
بوس ماهی
آناستازیا
بنفش
لیلی و مجنون
بوی باران
عاشقانه ی رها پاییزان
عشق, رقص زندگی است
سوهان روح گل پسرااااااااااا
سوهان روح دخترا
تنهایی
صحنه سکوت
دالان بهشت
ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش
عاشقانه وغم انگیزترین وبلاگ سال
گالری هنر مندان
قلبهای عاشق
کهکشان آرزوها
"یک سبد آرزوی کال"
دختر اسمانی
عاشقي جرم قشنگي است
عاشقانه باید زیست
عشق من عاشقم باش
دفتر عشق
در اتاقک خاموشم
WelCome To SMS LOVE:.
تک ستاره اسمان شب
یا تو یا هیچ کس دیگه
نیاتووووو
روزگـار عاشــقی مــــن
رنگ مرگ
ღلحظه های بی کسیمღ
یاس مهربون
روزهای بی کسی
روی آبی آسمان
عشق من و تو
عاشقم من
قشنگترین خاطره ها باتو و از تو گفتنه...
گل سر سبد
سوکت عشق
نگین سبز
love & hate are extreme
منوو دیونگیام
تاوان عشق
شب ارزوها
کلبه تنهای
عاشق تنها
ღفقط واسه تو ساختمشღ
دلکــــــــــــــده
اشرفزادگان ایرانی
دلشکسته
درد دل
داغی قهوه به داغی عشق
پروانه سفید
love is......
گذر عمر = رُِِِِز ِسرد
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY